عبد المحمد آيتى
128
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
در شيراز همهء عمال و متصرفان و توانگران را در شكنجه آوردند و فهرستى ترتيب دادند مشتمل بر مقاسمه تمامت فارس از زمان اتابك سعيد ابو بكر . و بدين علت دست به عقوبت خاص و عام زدند و اموال مردم مصادره كردند يعنى بدون دليل برات مىنوشتند كه چون حساب كردهايم فلان بايد فلان مبلغ بپردازد . آنگاه محصلان ماليات چون سگان شكارى بر سر آنان مىتاختند و به انواع آزار و تحقير آن وجه مىگرفتند . در اين مصادرات پنج تومان ( پنجاه هزار دينار ) مال حاصل شد . جوشى براى تحصيل مال حتى از غصب و غارت خوددارى نكرد چنان كه دوازده تومان ( يعنى صد و بيست هزار دينار ) زر ركنى نيشابورى از آن مجد الدين سمرقندى كه به مرابحه و خسّت گردآورده و در خانهء يكى از دوستانش پنهان ساخته بود بيرون آورد و ضبط كرد . [ 228 ] جوشى چون از تحصيل اموال و قتل و غارت و آزار و تحقير مردم فارغ شد كسانى را به اطراف ممالك فرستاد در هر ولايت فهرستى مبنى بر املاك اينجو از ديهها و مزارع و آبها و دولابها و آسيابها و اراضى آبى و ديم در قلم آورند و نيز همهء درختان و نخلها و نهالها و تاكها حتى درختان بىميوه چون بيد و چنار و عرعر را شماره كنند . تا به ايلخان بفهماند كه در جزئيات امور وارد است و چون به عزم رفتن به ديههاى بالائى شيراز نقل كرد فرمود تا خواجه سيف الدين و خواجه نظام الدين را بقتل آورند و سرهاشان از كنگرهء دروازههاى شيراز فرو آويختند . ايشان دو مرد فاضل و اديب بودند . من در اين واقعه گفتهام : وفات صاحب منعام سيف دين يوسف * كه لفظ و كلكش دستور ملكت و دين بود دو شنبهى ز ربيع الاخير تا سع عشر * به سال ستمأه تسعه و ثمانين بود نوزدهم ربيع الاخر سال 689 .